السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )

152

آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )

تقرر ماهيت حيوانيت است . ملاك تقدم در سبق بالحقيقه مطلق الوجود اعم از حقيقت و مجاز است . قضيه « آب جريان دارد » قبل از « ناودان جريان دارد » مىباشد . آن اصل است و اين براساس آن ساخته شده است ؛ يعنى تحقق آن پيش از اين است از نظر اصالت مقابل مجازيت . ملاك تقدم در سبق دهرى وجود نفس الامر است . عقل اول پيش از عالم طبيعت است ؛ يعنى در وجود نفس الامرى پيش از آن است آن باطن عالم است و اين در ظاهر . ملاك تقدم در سبق رتبى انتساب به مبدأ تعيين شده ، مىباشد ؛ مثلًا محراب را در مثال امام و مأموم ، مبدأ مىگيريم و سابق و لاحق را در ارتباط با آن مىسنجيم . يا درِ ورودى را مبدأ مىگيريم . اين در رتبهء حسى . در رتبهء عقلى هم مثل جنس اعلى يا نوع اخير . وقتى مبدأ را از بالا حساب كنيم جنس اعلى و اگر از پايين شروع كنيم نوع اخير . هر چه به اينها نزديك‌تر است سابق مىباشد . ملاك تقدم در سبق بالشرف هم فضيلت و برترى است . اين در شجاعت اسبق از آن است يعنى برترى بر آن دارد . فصل سوم : قدمت و حدوث در زبان عموم ، از سابق اين طور بوده كه دو لفظ قديم و حادث را به دو چيزى كه در تطبيق بر يك زمان شريك‌اند ولى زمان يكى بيشتر از زمان ديگرى است اطلاق مىكرده‌اند . آنچه كه زمانش بيشتر بوده است . قديم و آنچه زمان كمترى دارد حادث يا حديث است . قديم و حادث بودن دو وصف اضافى هستند و ممكن است يك چيز در مقايسه با چيزى حادث باشد و در مقايسه با چيز ديگر قديم باشد . و بنابراين خلاصه مفهوم و معناى حدوث اين است كه وجود يك شىء ، مسبوق به عدم در يك زمانى باشد . و خلاصه ، معناى قديم هم اين است كه وجود آن چيز مسبوق به عدم در يك زمانى نباشد .